spacer

مشق شب

spacer

Monday, April 21, 2003

افق روشن

روزی ما دوباره کبوتر های مان را پیدا خواهیم کرد و مهربان دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست.
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه یی ست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که اهنگ هر حرف
زندگی ست
تا من به خاطر اخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه یی ست
تا کمترین سرود بوسه باشد.
روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوتر های مان دانه بریزیم..............
و من انروز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم.

(شاملو)


Comments: Post a Comment
spacer